محمد تقي جعفري

136

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مهاجرين و انصار بود ، آمد ، بزرگان مدينه را كه امام حسين عليه السلام در ميان آنان بود ، در يك جا جمع كرده يك سخنرانى با مفاهيم مبهم و بىسر و ته كه لغات آن جز در قاموس ماكياولى پيدا نمىشود ، ايراد كرد . ما بعضى از جملات اين سخنرانى را در اينجا مياوريم . اگر بتوانيد بدرستى از اين جملات سر در آورديد ، لطفا بهمهء محققان تاريخ اسلام هم اطلاع بدهيد كه آنها هم مقصود معاويه را دريابند ثمّ خلَّفه رجلان محفوظان و ثالث مشكور و بين ذلك خوض طالما عالجناه مشاهدة و مكافحة و معاينة و سماعا و ما اعلم منه ما فوق ما تعلمان ( 1 ) [ مخاطب در اين جملات ابن عباس و امام حسين ( ع ) است ] : ( سپس دو مرد محفوظ و سومى مشكور بجاى پيامبر نشستند و در اين اثنا غوطه ور شدنهايى بود كه مدت زيادى مىخواستيم آنها را حل كنيم چه از نظر مشاهده و چه از نظر مبارزه و ديدن و شنيدن و من در بارهء سومى جز آنكه مىدانيد چيزى نمىدانم . ) در مقابل صراحت مكتب اسلام در همهء شئون انسانى و در همهء قلمروهاى فردى و اجتماعى ، امثال جملات فوق را كه در مقدمهء تعيين فرزندش يزيد گفته است ، نمىتوان جز به جادوگرىها و چشم بنديهاى سياسى تفسير نمود . يعقوبى در توصيف حيله بازيهاى معاويه چنين گفته است : و كان اكثر فعله المكر و الحيلة ( 2 ) ( اكثر كارهاى معاويه از روى مكر و حيله بوده است ) معاويه پس از جملات فوق ، يزيد از تعظيم و تمجيد نموده مىگويد : « شما سابقهء يزيد را به خوبى مىدانيد و امر او را تجويز كرده‌ايد خداوند ميداند كه مقصود من از زمامدار نمودن يزيد ، پر كردن شكافها به وسيلهء او است ، با چشم بيدار » ( 3 ) درست دقت كنيد ، معاويه مىگويد : « شما سابقهء

--> ( 1 ) مأخذ مزبور ص 203 ( 2 ) تاريخ يعقوبى ج 2 ص 238 ( 3 ) الامامة و السياسة - ابن قتيبه دينورى ص 195 و 196